تبلیغات
درتپش روزهای نیامده - نجوای دل








درتپش روزهای نیامده

در قلبم برای خاک سپاری خطاهای دیگران گورستانی می سازم...

          چقدر سخته !

  تابوت تشییع جنازتو اونایی حمل کنن

      که باعث درد کشیدنت بودن.



     برخاطرات گذشته حسرتی می ماند

      به بلندای حصار آرزوهای زنده به گور شده در گورستان دل ،

       وخزانی که دل آینده را ریش می کند...


هوا روشن، دیدگانم سفید

گم می کنم دست وپای عروسکم را

هجوم شور مرواریدها

به صدف شکسته ی ناله ام

چه بود شکست ؟

دست وپا بود یا دلم؟!


نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 ساعت ساعت 09 و 39 دقیقه و 36 ثانیه توسط طیبه محمدی برگهای زرین | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت