تبلیغات
درتپش روزهای نیامده - زندگی








درتپش روزهای نیامده

در قلبم برای خاک سپاری خطاهای دیگران گورستانی می سازم...

زندگی یعنی

یه حبه قند کنار یک چایی کمرنگ

وسهم تو

 نقش لبهایت برلیوانی شکسته!


ها کن

چشمانت را دستمالی بکش
 
نم ناکی باریدنش را لمس کن

پنجره را باز

           نه ببند

        دیگر فرقی نمی کند

                  دهانم یخ زد
.
نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین 1392 ساعت ساعت 17 و 48 دقیقه و 13 ثانیه توسط طیبه محمدی برگهای زرین | |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت